<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>یادداشت های یک دختر ترشیده</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Fri, 16 Oct 2026 15:09:32 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>قسمت وجود دارد یا نه؟</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/92</link>
<description>آنی دالتون کمتر از یک سال دیگر، پنجاه‌ساله می‌شود و این یعنی نیم قرن زندگی! شاید به نظر برسد که بدون شوهر و بچه، زندگی ابتر باقی می‌‌ماند اما امروز که به پشت سر نگاه می‌کنم، می‌بینم بازنده به حساب نمی‌آیم. خوشحالم که عشق را تجربه کردم و عشاقی داشته‌ام. یک عالمه نامه عاشقانه دارم و شعرها و موسیقی‌ها وویدئوهایی که برای شخص خودم ساخته شده‌اند و این برایم ارزشمند است. کمبود محبت ندارم و حتی هنوز هم کسانی دوروبرم هستند که مرا بخواهند.</description>
<pubDate>Fri, 16 Oct 2026 15:09:32 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/92</guid>
</item>
<item>
<title>دعای قیمتی</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/91</link>
<description>خانمی ضمن ارسال شماره کارت بانکی، پیام داده: «اگر می‌شه یه مقدار واریز کنید و من هم در قبالش برای شما دعا می‌کنم تا سریعتر عروس بشید. هر چقدر در توان دارید و دوست دارید واریز کنید!» تا ابد ((:</description>
<pubDate>Wed, 08 Jul 2026 14:09:54 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>فال و فاتحه</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/89</link>
<description>از بس برای حافظ فاتحه فرستادم‌ و تفأل زدم، هربار هم که برای بابا فاتحه می‌خوانم، آخرش می‌گویم: ای خواجه شیرازی، تو کاشف هر رازی، تو را به پیر مرادت قسم، تو را به شاخ نباتت قسم، بگو مراد ما بر این راز چه می‌شود؟!</description>
<pubDate>Tue, 07 Jul 2026 12:29:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>نسل فرصت‌های سوخته</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/88</link>
<description>دو پیرمرد از کنارم‌ رد می‌شدند، این یکی از آن‌یکی پرسید:&quot;شما چندسالتونه؟&quot; آن‌یکی گفت:&quot;هشتاد و دو&quot;، جواب شنید:&quot;هنوز خیلی فرصت داری واسه این کار&quot;! به نسل خودمان فکر کردم، نسل فرصت‌های سوخته و آرزوهای بربادرفته.</description>
<pubDate>Sat, 06 Jun 2026 15:33:30 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>کوچه خوشحال‌ها!</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/87</link>
<description>فامیلی دوستم‌ و همسایه‌هایشان به ترتیب &quot;نشاطی&quot;، &quot;شادمان&quot; و &quot;خجسته&quot; است. کوچه خوشحال‌ها!</description>
<pubDate>Sat, 27 Dec 2025 07:45:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>منطق شرکت‌کننده‌های عشق ابدی</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/86</link>
<description>روزهای پیش از نیمه‌فینال: بیاین بگیریم‌ روش، اذیتش کنیم روز نیمه‌فینال: رأیمون حذف ایشونه، چون اینجا داره اذیت می‌شه!</description>
<pubDate>Tue, 25 Nov 2025 12:35:03 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>چی افتاد؟!</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/83</link>
<description>آقاهه تو پیاده‌رو روی صندلی یه کافه نشسته بود. رد که شدیم گفت: خانوم، افتاد... افتاد... هرسه‌تامون برگشتیم نگاه کردیم ببینیم چی افتاده که در ادامه گفت: مهرت به قلبم (:</description>
<pubDate>Wed, 22 Oct 2025 11:09:00 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>پاسخ مناسب</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/82</link>
<description>آقاهه تو بانک به همراهش گفت پس من این‌ پونزده میلیونو به حساب کی بریزم؟ یه خانمی از اون ور جواب داد بریز واسه من (:</description>
<pubDate>Mon, 09 Dec 2024 05:19:41 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
<item>
<title>خواب راحت</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/81</link>
<description>مرد خوش‌تیپی با موی جوگندمی در تلویزیون، تبلیغ تشک می‌کرد: خوابی راحت با تشک فلان. گفتم والا این آقا خودش هم بیاد آدم راحت می‌خوابه! (:</description>
<pubDate>Tue, 09 Jul 2024 12:05:50 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/81</guid>
</item>
<item>
<title>خودت باش</title>
<link>https://anidalton.blogfa.com/post/80</link>
<description>سر میز ناهار، عمو به من‌ گفت: &quot;با برنج، ماست نخور، سردیت می‌کنه!&quot; خواهرزاده شیش‌ساله‌م سرشو به من نزدیک کرد و آروم‌ گفت: &quot;هرکی هرچی گفت، تو خودت باش! کاریو بکن که دوست داری!&quot; (: چیزی که نسل ما خیلی دیر یاد گرفت.</description>
<pubDate>Sat, 25 May 2024 12:27:44 +0330</pubDate>
<dc:creator>anidalton</dc:creator>
<guid>anidalton.blogfa.com/post/80</guid>
</item>
</channel>
</rss>
