"هیات دولت لایحه ای را تحت عنوان"حمایت از خانواده" به مجلس فرستاده که طبق آن، مرد در صورت داشتن تمکن مالی واجرای عدالت که آنها را هم قاضی تشخیص می دهد (و دست بر قضا او هم یک مرد است) می تواند زن دوم و سوم وچهارم بگیرد و به اجازه همسر اول خود هم نیازی ندارد.مردان می توانند همچون گذشته چندین زن صیغه ای بگیرند والزامی هم به ثبت ازدواجشان ندارند. زنانی که مهریه هایشان بالاتر ازحد متعارف باشد باید هنگام عقد بابت مهریه نگرفته شان مالیات بدهند. زنان طبق این لایحه همچنان ازداشتن حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق اشتغال، حق گرفتن گذرنامه و سفر به خارج از کشور بدون اجازه همسرو... محروم هستند. این لایحه هیچ ممنوعیتی برای ازدواج دختران در سنین پایین قائل نشده است. متاسفانه با وجود همه مخالفت هایی که حتی از سوی برخی مراجع تقلید با این لایحه شده ، مجلس درصدد تصویب آن است."
ما زنان ایرانی، ضمن تشکرازهیات دولت، بابت این همه فسفرسوزانی به منظور گرم و منور کردن کانون های خانوادگی و دفاع از این تز که "همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید"، خواستار افزوده شدن بندها و تبصره های ذیل، جهت هرچه گرم تر شدن کانونهای خانوادگی تا درجه سوختگی کامل، می باشیم:
* تعلیق و ممنوعیت حق رای و رانندگی زنان ایرانی جهت اعلام همدردی با کانون های گرم خانوادگی بعضی کشورهای همسایه
* تبادل اطلاعات با کشورهای پیشرفته دنیا در امور زنان، مثلا در مورد ختنه و اتوی سینه زنان در بعضی از کشورهای آفریقایی
* احداث دفاتر"همسریک دقیقه ای"در پیاده راهها و"همسر مترو"در ایستگاه های مترو و احداث فروشگاه های"همسر فوری" و" تعویض همسر"با سرویس دهی آسان در تمام شهرها
* احداث رایگان یک واحد طویله در کنار اتاق خواب هر یک از زنهای یک مرد برای استراحت او در شب هایی که نوبتش نیست
* تعیین "مالیات بر عادت ماهیانه" و"مالیات بر شوهر" و "مالیات بر زایمان" و "مالیات بر بچه داری"و... بهتر است برای آن که زنها بابت پرداخت مالیات بر مهریه، احساس اجحاف نکنند، برای مردها هم مالیات بر همسر تعیین شود، فی المثل مردی که سه زن دائم و دو زن موقت دارد، یکی از آنها را به عنوان مالیات بپردازد.
بیان این که" زنان ازداشتن حق اشتغال، حق گرفتن گذرنامه و سفر به خارج از کشور بدون اجازه همسر و... محروم هستند" تنها یک بزرگنمایی جهت خراب کردن سیستم حقوقی و قانونی کشور است. اصل قضیه تنها در این موضوع خلاصه می شود که به جهت حفظ حریم خانواده، بهتر است زنها به تنهایی به کشورهای خارجی سفر نکنند. خوب معلوم است که در این صورت اصولا نیازی به گرفتن گذرنامه پیدا نخواهند کرد و لازم هم نیست شغلی داشته باشند تا هزینه سفرشان را فراهم کنند و الی آخر. فردا یکی پیدا می شود که بگوید این که زنها به گرفتن عکس پرسنلی برای پاسپورت نیاز ندارند، به معنی ممنوعیت عکس گرفتن زنان درعکاسخانه های ایران است! این بزرگنمایی ها صرفا به معنای آب ریختن به آسیاب دشمن است و لاغیر.
در پایان تاکید می کنیم که ما موقعیت کنونی زنان ایرانی را تنها ناشی از برکات لوایح عادلانه شما که با در نظر گرفتن همه جوانب امور صادر می شوند می دانیم. بی تردید شما مردان قانونگذار بهتر از ما زنها می دانید چه چیزی به نفع ما و کانون های گرم خانوادگیمان است و در این راستا به قدری نسبت به بعضی کشورهای استکباری خوب عمل می کنید که نه تنها ما را زنده به گور نکرده اید، بلکه به ما اجازه داده اید به عقدازدواج مردها در بیاییم و بچه دار شویم.
پی نوشت: آن وقت بعضی آقایان می گویند چرا زن طنزنویس کم داریم یا آنی چرا طنز نمی نویسی؟ اگر خودتان زن بودید و این حرف ها را می شنیدید بازهم طنزتان می آمد؟ آقایان مواظب کامنت هایشان باشند که دل شیشه ای ما بدجوری به حال همه زنان مملکتمان سوخته است.
+
نوشته شده در شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 2:13  توسط ani
|
من متولد 56 تهران هستم. طولانی شدن دوران مجردی چیزی نیست که مرا نگران کرده باشد. من آرزو ندارم ازدواج کنم.( البته این توضیح لازم است که " آرزو ندارم"، مترادف"دوست ندارم" نیست اما هر ازدواجی، ازدواج نیست که!) زود قضاوت نکنید.
برای این وبلاگ از اسم" دختر ترشیده" استفاده کردم تا در کنار استفاده تبلیغاتی از آن، هدف عمده وبلاگ را که صحبت در مورد مسایل و مشکلات مجردها و متاهل هاست یاد آوری کرده باشم.(خدایی اش شما به خاطر کنجکاوی در مورد اسم وبلاگ به اینجا نیامدید؟! اگر اسم وبلاگ یک چیز دیگر بود عمرا نمی آمدید.خوب باید اول یک جوری می کشاندمتان اینجا تا بعد، از مطالب گهربارم! مستفیضتان کنم یا نه؟! پس این قدر گیر ندهید که اسم وبلاگ را عوض کنم!)
بعضی ها معتقدند این اسم، زشت و توهین آمیز است، این عزیزان باید دقت کنند که مسلما خود من هم به عنوان یک دختر مجرد ازاین اسم دل خوشی ندارم. اما یکی دیگر از اهداف من، همین بود که با استفاده از پارادوکس های طنزآمیز، توجه آدم ها را به زشتی این واژه جلب کنم تا دخترها دیگر با نگرانی روز افزون به این لغت نگاه نکنند و پسرها هم دیگر یک دختر ازدواج نکرده در سن و سال مرا را "از رده خارج و بی هنر و افسرده" ندانند. به عبارت دیگر، من هم امیدوارم تلاش کوچکم روزی منجر به حذف واژه زشت ترشیده _ که نمی دانم چرا فقط هم برای دخترها به کار می رود! _ از دامنه لغات فارسی شود.
اگرچه اغلب از زبان طنز استفاده می کنم ولی تمام اتفاقات حقیقی اند.
بعضی ها می پرسند رمز این که وبلاگ شما این قدر بازدید کننده و کامنت گذار دارد(به زعم آنها) چیست؟ لازم به ذکر است که من هیچ وقت به این فکر نکردم که هدف من از نوشتن، جذب مخاطبان بیشتر و بیشتر است، بلکه تعداد محدودی مخاطب فهیم را ترجیح می دهم که برای آنها و شعورشان احترام قایلم، وقت می گذارم و سعی می کنم مطالب آبکی به خوردشان ندهم. اگر از خاطرات شخصی ام می نویسم، آنهایی را انتخاب می کنم که برای دیگران هم نکته جالبی در برداشته باشند. خودم نویسنده مطالبم هستم و در این زمینه، خدا اندک ذوقی هم به من داده است که بتوانم خوب بنویسم.
به هر وبلاگ فعالی که به نظرخودم جالب باشد، بی توجه به این که به من لینک داده یا نه، لینک می دهم و به"تبادل لینک" اعتقادی ندارم،کما این که خیلی ها از سر لطف به من لینک داده اند بدون آن که لطفشان را جبران کرده باشم، بنابراین اگر فقط به "تبادل" لینک معتقدید به من لینک ندهید!
انتشار نظرات، لزوما به معنای تایید مضمون آنها نیست و مسوولیت هر کامنت، بر عهده نویسنده آن است.
متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد ، خیلی وقت ها قادر به جبران الطاف شما در کامنت گذاشتن نیستم اما وبلاگ هایتان را گاه گداری می خوانم. لطفا از من نرنجید!
و در نهایت اگر هنوز مایلید به من لینک بدهید لطفا این کار را با همین اسم"یادداشت های یک دخترترشیده" انجام دهید.متشکرم.