تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده - بنده طلعت آن باش که آنی دارد!
بدانید و آگاه باشید که تایید کامنت شما ممکن است چند روز طول بکشد

می گویند روزی فتحعلی شاه بین دو تن از زنانش به نامهای"حیات" و "جهان"نشسته بود که ناگهان طبع شعرش گل کرد و این بیت را سرود:
"نشسته ام به میان دو دلبر و دو دلم
که را به مهر ببندم؟ در این میان خجلم!"

"جهان" فورا جواب داد:
" تو پادشاه جهانی، جهان تو را شاید!"
"حیات" گفت:
"اگر حیات نباشد، جهان چه کار آید؟!"
 
در این لحظه، یکی دیگر از زنان حرمسرا به نام"بقا" که این حرف ها را شنیده بود، از پشت پرده بیرون آمد و گفت:
" حیات و جهان هردوشان بر فناست
بقا را طلب کن که آخر بقاست!"
.
.
.
... ببینم، کسی این مصرع زیبای لسان الغیب، خواجه حافظ شیرازی را نشنیده است که:
" بنده طلعت آن باش که "آنی" دارد"؟!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:17  توسط ani  |