(۱) در اغلب غرفه ها، ورژن های مختلفی از کتاب های" چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟" و" قورباغه را قورت بده" به چشم می خورد. من نمی فهمم... بهتر نیست پنیر را قورت بدهیم و قورباغه را جابه جا کنیم و بیندازیم بیرون؟!
(۲) دوست آنی - چه کتاب هایی خریدی آنی؟ آنی - "زن ایرانی به روایت سفرنامه نویس های فرنگی"،" اتو بیوگرافی هیلاری کلینتون"، "گفت وگوهای اوریانا فالاچی"،"جنس دوم" سیمون دوبوار... - اینها که همه اش کتاب های زنانه است! برای همین همین طور مجرد مانده ای دیگر! کتاب مردانه(!) نخریدی؟ - بگذار ببینم... چرا... "پسری به نام دردسر"!!
(۳) "سیامک گلشیری" چقدر با خیلی از دخترهای امروزی تفاهم دارد! از او کتابی دیدم به اسم" من عاشق مردهای پولدارم"!
(۴) دوست آنی - جدیدا همه دامادها از عروس ها سرترند. امسال که توی فامیل ما سال بازشدن بخت دخترهای زشت بود! آنی ـ جدی؟ پس تو چرا ازدواج نکردی؟!! - بی مزه! همین ثابت می کند که من زشت نیستم! - نه... این ثابت می کند که تو هم زشتی و هم بدشانس!
+
نوشته شده در سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:20  توسط ani
|
طولانی شدن دوران مجردی چیزی نیست که مرا نگران کرده باشد. من آرزو ندارم ازدواج کنم.( البته برای IQ بالاهایی که کامنتهای سرشار از ادب و لطف می گذارند(!) این توضیح لازم است که "آرزو ندارم"، مترادف"دوست ندارم" نیست.چه کسی بدش می آید ازدواج کند؟ اما هر ازدواجی، ازدواج نیست که!) زود قضاوت نکنید.
برای این وبلاگ از اسم" دختر ترشیده" استفاده کردم تا در کنار استفاده تبلیغاتی(!) از آن،کنایه ای باشد به همه مجردها_ دختر و پسر _ و قراراست که باهم درباره مشکلات مجردها و متاهل ها حرف بزنیم.(خدایی اش شما به خاطر کنجکاوی در مورد اسم وبلاگ به اینجا نیامدید؟! اگر اسم وبلاگ یک چیز دیگر بود عمرا نمی آمدید.خوب باید اول یک جوری می کشاندمتان اینجا تا بعد، از مطالب گهربارم! مستفیضتان کنم یا نه؟! پس این قدر گیر ندهید که اسم وبلاگ را عوض کنم!
بعضی ها معتقدند این اسم، زشت و توهین آمیز است، این عزیزان باید دقت کنند که مسلما خود من هم به عنوان یک دختر مجرد سی ساله، ازاین اسم دل خوشی ندارم. اما یکی دیگر از اهداف من، همین بود که با استفاده از پارادوکس های طنزآمیز، توجه آدم ها را به زشتی این واژه جلب کنم تا دخترها دیگر با نگرانی روز افزون به این لغت نگاه نکنند و پسرها هم دیگر یک دختر ازدواج نکرده 30 ساله را "از رده خارج و بی هنر و افسرده" ندانند. به عبارت دیگر، من هم امیدوارم تلاش کوچکم روزی منجر به حذف واژه زشت ترشیده _ که نمی دانم چرا فقط هم برای دخترها به کار می رود! _ از دامنه لغات فارسی شود.)
اگرچه اغلب از زبان طنز استفاده می کنم ولی تمام اتفاقات حقیقی اند و می توانید جدی بگیرید!
به هر وبلاگی که به نظرخودم جالب باشد، بی توجه به این که به من لینک داده یا نه، لینک می دهم و به"تبادل لینک" اعتقادی ندارم،کما این که خیلی ها از سر لطف به من لینک داده اند بدون آن که لطفشان را جبران کرده باشم، بنابراین اگر فقط به "تبادل" لینک معتقدید به من لینک ندهید!
متاسفانه به دلیل مشغله کاری زیاد ، خیلی وقت ها قادر به جبران الطاف شما در کامنت گذاشتن نیستم اما وبلاگ هایتان را گاه گداری می خوانم. لطفا از من نرنجید!
و در نهایت اگر هنوز مایلید به من لینک بدهید لطفا این کار را با همین اسم"یادداشت های یک دخترترشیده" انجام دهید.متشکرم.