تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده
بدانید و آگاه باشید که تایید کامنت شما ممکن است چند روز طول بکشد

(۱)
"سمنو"ی عزیز مرا به بازی وبلاگی اش دعوت کرده که درآن باید از معجزه ای در زندگی ام حرف بزنم.

باید بگویم همین که آنی امروز زنده است، خودش یک معجزه به نظر می رسد، چرا که " وقتی چند ماهش بیشتر نبود، در میهمانی خانه ییلاقی یکی از بستگان، او را کنار کرسی می گذارند و می روند به اتاقی دیگر. او هم نه می گذارد و نه برمی دارد، غلت می زند زیر کرسی زغالی و... خلاصه وقتی پیدایش می کنند که در اثر گازگرفتگی کبود شده و حالش آن قدر وخیم است که مادرش با گریه می گوید:" بگذارید بچه ام توی بغل خودم بمیرد!"
آنی را به زور از او می گیرند و می برند درمانگاه و زیر چادر اکسیژن می گذارند و نجات می دهند."*

جز اینها، به نظر من تمام زندگی معجزه است، معجزه های بزرگ و کوچک. خداوند در هر مورد، چنان با علامت دادن به من، راه را نشانم داده و دلیل هر اتفاقی را طوری به من فهمانده است که جز معجزه نامی نمی توانم روی آنها بگذارم. 
هرکس دوست داشت می تواند در کامنت های همین پست، از معجزه های زندگی اش حرف بزند.

***
(۲)
می خواهم از مجردها سوالی بپرسم:"بزرگترین مشکل شما با مجرد ماندن چیست؟"
خجالت و تعارف را کنار بگذارید و یک بار هم که شده صادقانه از احساسات مجردیتان حرف بزنید.
وقتی همه جواب دادند، خودم نیز جوابم را خواهم گفت.

* التاریخ الترشیدگی الآنی، باب اول، دالتون در دود

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی و یکم مرداد 1387ساعت 18:19  توسط ani  | 


خبر:" مردم انگلیس، از بیم گران شدن روزافزون شیر و گوشت، در باغچه های خانه شان، گاوهای کوچک را برای روز مبادا پرورش می دهند."
نظر: کاش ما هم پیش از شروع بحران ازدواج، از بیم کم شدن شوهر، پسر کوچکی را از پرورشگاه می آوردیم و برای روز مبادا پرورش می دادیم!!

***
خبر:" فرزندان زنان کمر باریک، باهوشتر از فرزندان زنان چاق خواهند شد."
نظر: یعنی ارتباط بین کمر و هوش چه می تواند باشد این موقع شبی؟!
الف. مردان باهوش، از زنان کمر باریک، خوششان می آید و با آنها ازدواج می کنند. بنابراین در واقع، هوش بچه به هوش پدرشان می رود و هیچ ارتباطی به کمر مادرشان ندارد.
ب. اگر ارتباطی میان مرغوبیت بیشتر نوزاد با کمر وجود داشته باشد، این امکان هم وجوددارد که کمر فوق الذکر، متعلق به پدر باشد، نه مادر.
ج. مانند ارتباط استکان کمر باریک و چای مرغوب.
د. مانند ارتباط آنی و فرزندش.

شعر مرتبط:
کمر باریک من! بیا به نزدیک من!
تا در تولید یک بچه باهوش بشوی شریک من!

***
خبر:" گلشیفته فراهانی در فیلم"مجموعه دروغها" به کارگردانی ریدلی اسکات، که مهر ماه امسال در سینماهای جهان به اکران درخواهد آمد، با لئوناردو دی کاپریو و راسل کرو همبازی شده است."
نظر: منتظر چی هستید؟ آیا می توان ارتباطی بین این خبر با وبلاگ دختر ترشیده ایجاد کرد؟... من فقط حال کردم این خبر را هم بیاورم!
اگر راست می گویید خودتان ارتباطی ایجاد کنید... فرقی هم نمی کند... بین خبر و وبلاگ، بین آنی و راسل، بین خبر و اسم فیلم... بین هردو گزینه ای که توانستید!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 22:13  توسط ani  | 


خبر:"فقط دودرصد از جمعیت کشور هرگز ازدواج نمی کنند."

اگر قرارباشد دودرصد از شرکت کنندگان در قرعه کشی یک بانک، برنده جایزه شوند، من جزو آن دودرصد نخواهم بود.
اگر قرارباشد دودرصد از شرکت کنندگان در کنکور دانشگاه، قبول شوند، من جزو آن دودرصد نخواهم بود. 
اگر قرار باشد دودرصد از شرکت کنندگان در یک آزمون استخدامی، پذیرفته شوند، من جزو آن دودرصد نخواهم بود...

بخشکی شانس! پس چرا اگر فقط دودرصد از جمعیت کشور، هرگز ازدواج نمی کنند، من باید جزو همان دودرصد باشم؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه سی ام مرداد 1387ساعت 7:52  توسط ani  | 


بدون شرح:
* قراراست در مجلس لایحه ای تصویب شود که طبق آن مرد می تواند بدون اجازه همسراولش، زن دوم و سوم و چهارم هم بگیرد.
* طبق شنیده های غیررسمی ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس دوزنه اند.

بااین حساب:
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، معتاد باشند، کشت و فروش خشخاش در مملکت آزاد می شود.
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، رانت خوار و ملاک باشند، به شهرام جزایری در سمت وزیر اقتصاد، رای اعتماد داده خواهد شد.
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، چهار فرزند و بالاتر داشته باشند، آن گاه فرزند بیشتر، زندگی بهتر!
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، درولنجک خانه یا مغازه داشته باشند، ساکنان ولنجک از پرداخت هرگونه مالیات و عوارض شهرداری معاف می شوند.
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، پسر مشمول نظام وظیفه داشته باشند، به سربازان، حقوقی معادل درآمد یک پزشک متخصص پرداخت می شود.
اگر ۶۵ نفر از نمایندگان مجلس، دختر ترشیده داشته باشند، ازدواج مثل گذراندن دوران خدمت سربازی برای پسرها اجباری می شود.
و...

 شعر مرتبط:
بابا سر تو هوو نیاورده ننه؟
بابا نکند از تو ننه، دل بکنه!
بنیان محبت شده سست و همه هست
زیر سر این مقننان دوزنه!

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 14:35  توسط ani  | 


عروسی، کباب، سعید آسایش، حباب، شاباش، خورش فسنجان، پارمیدای من کو؟!، گل، رونیز، باقالی پلو با ماهیچه، ساسی مانکن، چایخانه سنتی، آتش بازی، زرشک پلو با مرغ، چه جوری؟ این جوری؟!، لباس عروس خیره کننده، اسفند، رقص چاقو، کیک بستنی و ژله، رقص ترکی و قاسم آبادی و تکنو، بیف استروگانف، باغ... و آنی در لباس قرمز!

سر سفره عقد، خواهر شوهر به هنگام اعلام هدایا، اشتباها به جای "از طرف شوهر خواهر داماد" می گوید:" از طرف شوهر خواهر عروس"!
خواهر مجرد عروس:"دستت درد نکند که مرا شوهر دادی!"

در بدو ورود:
یکی از خانمهای گارسون به آنی:" شما خواهر عروس هستید؟"
- " بله، از کجا فهمیدید؟"
- " از این که لباستان قرمز است!"!؟

آخرشب، در پایان مراسم، ماه را می بینیم که به خاطر خسوف، هرلحظه باریکتر می شود. یک نفر می گوید:" چه تقارن بدی." می گویم:" چه برداشت غیر شاعرانه بدی. چرا فکر نمی کنی که ماه هم از زیبایی عروس ما خجالت کشیده و خودش را پنهان می کند؟!"
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم مرداد 1387ساعت 1:6  توسط ani  | 


"با موافقت رهبر و فرمانده كل قوا، مشمولاني كه با جانبازان زن ۲۵ درصد به بالا ازدواج كنند از خدمت مقدس سربازي معاف می شوند. بايد قصد و غرضي در ازدواج اين گروه از مشمولان وجود نداشته باشد و به همين دليل ابتدا به آنها معافيت پنج ساله اعطا مي‌شود."

پیشنهاد آنی جهت رفع بحران ازدواج:
مشمولانی که با دختران بالای ۲۵ سال ازدواج کنند، به ازای هر یک سالی که از ۲۵ سالگی دختر گذشته باشد، در دوران سربازی، یک ماه کمتر خدمت کنند. با این حساب، ازدواج با یک دختر ۴۳ ساله، به معنای معافیت کامل خواهد بود. باید لزوما قصد و غرضی(!) درازدواج این گروه از مشمولان وجود "داشته" باشد و رضایت دختر از اجرای قصد و غرض فوق، شرط دائمی شدن معافیت پنج ساله ابتدایی است.
اگر حکم فوق، فقط در مورد "جانبازان"زن قابلیت اجرایی دارد، باز هم مشکلی نیست. آن را در مورد دختران ترشیده اجرا کنید و مطمئن باشید آنها هم بعد از ازدواج، به جانبازان راه شوهر تبدیل می شوند، آن هم بیشتر از ۲۵ درصد!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم مرداد 1387ساعت 23:48  توسط ani  | 


این  متن کارت دعوت عروسی خواهرم است که من برایش نوشته ام. حق کپی رایت که ندارد، هدیه ای باشد برای عروس و دامادهایی که ممکن است ازآن خوششان بیاید!

خدا داشت فکر می کرد
مهر حوا به دل آدم افتاده بود
باید آسمان را آذین می بست
ستاره ها را برق می انداخت
برای فرشته ها لباس می دوخت...

اما اینها برای خدا کاری نداشت
او نشسته بود و به چیز دیگری می اندیشید
به این که چقدر از"عشق" خوشش آمده
و دعا کرد آنها در کنار هم خوشبخت بشوند

خدا لبخند زد
تنهایی فقط زیبنده خودش بود!

در جشن پیوند آسمانیمان، همه فرشته ها دعوت دارند!


پی نوشت:وبلاگ anidalton2 متعلق به من نیست و یک نفر که احتمالا خیلی دلش می خواست جای من باشد(!) آن را راه انداخته و تمام مطالبم را سرقت کرده و می آید برای شما کامنت های خصوصی و غیر خصوصی می گذارد و ادعا می کند که خود آنی دالتون است. البته اگر خودتان هم دوگوله رابه کار بیندازید می فهمید که انجام چنین کاری از سوی من بی معنی است! بنابراین هرگونه انتساب آن سارق ادبی بی ادب را به خود شدیدا تکذیب کرده و از دوستان خواهشمندم در این مورد  و موارد مشابه، هوشیاری لازم را داشته باشند.
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم مرداد 1387ساعت 11:27  توسط ani  | 


مژده!
"نیکو"ی عزیز، با دیدن لینک فوق به یاد من افتاده که لابد بادیدن چنین مطلبی، می پرسم:" نمی شود ماشین از ما باشد و داماد از سایپا؟!"
از آنجا که به پیروی از یک ضرب المثل محلی که می گوید:"این بده و آن بده، دوغاز و نیم هم بالا بده؟!"، ما برای یک عدد داماد ناقابل، هرگز نمی آییم آتش بزنیم به مالمان و عقیده داریم همین که خودمان را به او بدهیم از سرش و بلکه از چند جای دیگرش هم زیاد است(!)، و در ضمن اگر یک "همپای مهربان" گیر بیاوریم، دیگر نیازی به "طرح همپای مهربان"  نداریم و پیاده با او خواهیم رفت، این لینک را می آوریم صرفا برای کسانی که ممکن است به آن برنخورده باشند و مثل ما در این ایام عروسی داشته، ولی خودشان رونیز آذین بندی شده جور نکرده اند!
در همین راستا به طراحان لوایح قشنگ در راستای گرمابخشی به کانون خانواده های ایرانی پیشنهاد می کنیم یک آگهی در همین مایه ها تهیه کرده و به هر آقایی که قصد تاهل کند، سه تا زن هم اشانتیون بدهند!

بعضی از دوستان به ما هشدار داده اند مواظب باشیم که نوشته هایمان شامل" تشویش اذهان عمومی" نشود. فعلا که بعضی ها "تشواش( از مصدر ش..یدن) ارکان خصوصی" زندگی مردم را در پیش گرفته اند و هیچ کس هم  کاری به آنها ندارد وگرنه اذهان عمومی آن قدر درگیر نرخ گوجه فرنگی و بنزین و اجاره خانه و نان هستند که به چیزهای دیگر نمی رسند!

***
خدایا از عطوفت تو همین بس که جشن تولد سی و یک سالگی مرا با جشن عروسی خواهرم در یک ایام قرار دادی تا زیاد به آن فکر نکنم و غصه نخورم!

***
برای اولین بار در زندگی، به اجبار موهای سپید شده، رفتیم موهایمان را مش کردیم و هرچه گفتند این کار، سنّت را بالا می برد گفتیم بگذار ببرد و به سن واقعیمان برساند تا ملت بفهمند که مورد، اورژانسی است. حالا در آینه خودمان را نمی شناسیم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت 16:44  توسط ani  | 


http://zanaan.com/:

"هیات دولت لایحه ای را تحت عنوان"حمایت از خانواده" به مجلس فرستاده که طبق آن، مرد در صورت داشتن تمکن مالی واجرای عدالت که آنها را هم قاضی تشخیص می دهد (و دست بر قضا او هم یک مرد است) می تواند زن دوم و سوم وچهارم بگیرد و به اجازه همسر اول خود هم نیازی ندارد. مردان می توانند همچون گذشته چندین زن صیغه ای بگیرند والزامی هم به ثبت ازدواجشان ندارند. زنانی که مهریه هایشان بالاتر ازحد متعارف باشد باید هنگام عقد بابت مهریه نگرفته شان مالیات بدهند. زنان طبق این لایحه همچنان ازداشتن حق طلاق، حق سرپرستی فرزندان، حق اشتغال، حق گرفتن گذرنامه و سفر به خارج از کشور بدون اجازه همسرو... محروم هستند. این لایحه هیچ ممنوعیتی برای ازدواج دختران در سنین پایین قائل نشده است. متاسفانه با وجود همه مخالفت هایی که حتی از سوی برخی مراجع تقلید با این لایحه شده ، مجلس درصدد تصویب آن است."

ما زنان ایرانی، ضمن تشکرازهیات دولت، بابت این همه فسفرسوزانی به منظور گرم و منور کردن کانون های خانوادگی و دفاع از این تز که "همه چیزمان باید به همه چیزمان بیاید"، خواستار افزوده شدن بندها و تبصره های ذیل، جهت هرچه گرم تر شدن کانونهای خانوادگی تا درجه سوختگی کامل، می باشیم:

* تعلیق و ممنوعیت حق رای و رانندگی زنان ایرانی جهت اعلام همدردی با کانون های گرم خانوادگی بعضی کشورهای همسایه

* تبادل اطلاعات با کشورهای پیشرفته دنیا در امور زنان، مثلا در مورد ختنه و اتوی سینه زنان در بعضی از کشورهای آفریقایی 

* احداث دفاتر"همسریک دقیقه ای"در پیاده راهها و"همسر مترو"در ایستگاه های مترو و احداث فروشگاه های"همسر فوری" و" تعویض همسر"با سرویس دهی آسان در تمام شهرها
  
* احداث رایگان یک واحد طویله در کنار اتاق خواب هر یک از زنهای یک مرد برای استراحت او در شب هایی که نوبتش نیست

* تعیین "مالیات بر عادت ماهیانه" و"مالیات بر شوهر" و "مالیات بر زایمان" و "مالیات بر بچه داری"و...
بهتر است برای آن که زنها بابت پرداخت مالیات بر مهریه، احساس اجحاف نکنند، برای مردها هم مالیات بر همسر تعیین شود، فی المثل مردی که سه زن دائم و دو زن موقت دارد، یکی از آنها را به عنوان مالیات بپردازد.

 بیان این که" زنان ازداشتن حق اشتغال، حق گرفتن گذرنامه و سفر به خارج از کشور بدون اجازه همسر و... محروم هستند" تنها یک بزرگنمایی جهت خراب کردن سیستم حقوقی و قانونی کشور است. اصل قضیه تنها در این موضوع خلاصه می شود که به جهت حفظ حریم خانواده، بهتر است  زنها به تنهایی به کشورهای خارجی سفر نکنند. خوب معلوم است که در این صورت اصولا نیازی به گرفتن گذرنامه پیدا نخواهند کرد و لازم هم نیست شغلی داشته باشند تا هزینه سفرشان را فراهم کنند و الی آخر. فردا یکی پیدا می شود که بگوید این که زنها به گرفتن عکس پرسنلی برای پاسپورت نیاز ندارند، به معنی ممنوعیت عکس گرفتن زنان درعکاسخانه های ایران است! این بزرگنمایی ها صرفا به معنای آب ریختن به آسیاب دشمن است و لاغیر. 

در پایان تاکید می کنیم که ما موقعیت کنونی زنان ایرانی را تنها ناشی از برکات لوایح عادلانه شما که با در نظر گرفتن همه جوانب امور صادر می شوند می دانیم. بی تردید شما مردان قانونگذار بهتر از ما زنها می دانید چه چیزی به نفع ما و کانون های گرم خانوادگیمان است و در این راستا به قدری نسبت به بعضی کشورهای استکباری خوب عمل می کنید که نه تنها ما را زنده به گور نکرده اید، بلکه به ما اجازه داده اید به عقدازدواج مردها در بیاییم و بچه دار شویم.

پی نوشت: آن وقت بعضی آقایان می گویند چرا زن طنزنویس کم داریم یا آنی چرا طنز نمی نویسی؟ اگر خودتان زن بودید و این حرف ها را می شنیدید بازهم طنزتان می آمد؟
آقایان مواظب کامنت هایشان باشند که دل شیشه ای ما بدجوری به حال همه زنان مملکتمان سوخته است.
+ نوشته شده در  شنبه نوزدهم مرداد 1387ساعت 2:13  توسط ani  | 


بعد از چندسال قحطی در زمینه امرخیر در فامیل، که گهگداری با سیستم آبیاری قطره ای به پیوند دو نهال می انجامید، امسال سیل عروسی و نامزدی است که به سمتمان سرازیر شده.
دیشب، عروسی یکی از دخترهای فامیل بود که شوهرش، مدل گریم نشده امین حیایی است!

*** 
من و بابا، برای رفتن به جشن، داشتیم می رفتیم دنبال مامان و خواهر. بابا با دیدن دو خانم که کنار خیابان ایستاده بودند، گفت:"دوتا مسافر بزنم پول بنزینمان در بیاید؟!" گفتم:" چیه؟ چشم مامان را دور دیدی می خواهی به خانمهای مانده در راه کمک کنی؟!" گفت:" نه، به خاطر تو می گویم خانم باشند!" گفتم:" اگر به خاطر من است، دوتا پسر مجرد سوار کن!"

***
... خلاصه، رسیدیم و مامان و خواهر را برداشتیم و رفتیم عروسی.
ورودی خانمها، در کوچه پشتی تالار قرار داشت. اولین درب آن کوچه باز بود و دو جوان کنارش ایستاده بودند. من - غافل از تابلوی "تزریقاتی" بالای درب"- پرسیدم:" اینجا ورودی خانمهاست؟" یکیشان جواب داد:" نه خیر، اینجا آمپول می زنیم. اگر می خواهید، تشریف بیاورید!"
کلی خندیدیم. خواهرم می گفت:" عروسی که نکردیم، لااقل می رفتیم دوتا آمپول می زدیم. بهتر از هیچی است!"

***
عروس، ۱۶ مرداد پارسال، دماغش را عمل کرده و ۱۶ مرداد امسال، روز عروسی اش بود. معلوم می شود:
۱. آقایان در انتخاب همسر، توجه ویژه ای به "قوای دماغی" ایشان مبذول می دارند!
۲. برای آقایان مهم است همسر آینده شان،"عملی" باشد!
۳. طول و عرض دماغ دخترها نسبت عکس دارد با طول و عرض گره کور بختشان!

پانوشت:یکی از منظورهای من در آخرین پست این صفحه(شما نویسنده این پست باشید) این بود که اگر خاطره ای دارید که این وبلاگ به نوعی در آن نقش دارد  در کامنت های همان پست، تعریفش کنید. هنوز هم دیر نشده، این بچه (۳نصفه شب) را هم به آرزویش می رسانید، هرچند با تقلب!
+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 12:14  توسط ani  | 


- من را برای برادرت می پسندی یا این را؟!
- هرکدامتان را که خودش برادر مناسبی داشته باشد. خون در برابر خون!!

+ نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم مرداد 1387ساعت 0:58  توسط ani  | 

یک نفر در کامنت ها, نه گذاشته و نه برداشته, از دیگران پرسیده بود:"اگر آنی بمیرد چه کار می کنید؟" ایشان یا مستجاب الدعوه است یا بالاتر از رنگ سقش, رنگی نیست! مدتی است که در بستر بیماری افتاده ام.

***
در حالی که در فیلمهای ایرانی, تنها نشانه بارداری, حالت تهوع است(حال آن که این حالت, عمومیت ندارد) و تنها نشانه فرا رسیدن موعد زایمان, دردهای شکم با فواصل زمانی خاص( چون قابل پخش ترین نشانه است!) آنی هردوی این نشانه ها را دارد اما نه حامله است و نه وقت زایمان اوست! او دچار یک بیماری تازه و سخت ویروسی شده که به لطف هوای آلوده در ذرات تنفسی ما جاری است!

***
"بید مجنون" عزیز! شاید هم مشکل من این باشد که کمتر کسی می فهمد پشت این "ظاهر جدی" و به قول تو "تفکر خالی از احساس و خشک", قلبی از طلا دارم!(ر.ک. کامنت های مجردی شیرین, پست 75)

***
شب نیمه شعبان, عروسی خواهرم است. این را هم مزید بر علت کم پیدا بودنم کنید!
+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم مرداد 1387ساعت 22:23  توسط ani  | 


خرداد همین امسال بود که نوشتم:" دانشمندان باید همسر ایده آل مصنوعی تولید کنند، چون بعضی ها در میان نمونه های طبیعی، قادر به یافتن همسر ایده آلشان نشده اند. ضمن این که دیگر وقتش رسیده تا دانشمندان علوم تجربی و مشابه ساز، آدم مصنوعی تولید کنند. آنها حتی رویانا هم تولید کرده اند، یعنی ما از گوسفند هم کمتریم؟!"
البته من شوخی کرده بودم اما دانشمندان بی جنبه غربی (!) خیلی زود به این شوخی که از مدت ها پیش به فکر خودشان هم رسیده بود، جامه عمل پوشاندند. آنها تحقیقاتشان را سریع تکمیل کردند و همسر روباتیک را به بازار ارائه دادند. هم اکنون ازدواج با روبات در اروپا دارد رایج می شود، این هم مدرکش:
ازدواج انسان با روبات در اروپا!

ما هم برای این که تلافی کرده باشیم، مخلفات قضیه را به آنها تقدیم می کنیم!:

ترانه مناسب برای جشن عروسی انسان و روبات:
شهرو چراغون می بینم
LCD بارون می بینم
میون باغ آرزو
روبات چرخون می بینم
وای چه قشنگه امشب
عروس که هنگه امشب(!)
محصول آشتی کردن
چین و هنگ کنگه امشب!

فامیل داماد: شاخه نبات آوردیم، ما یه روبات آوردیم، دخترتون رو بردیم...
فامیل عروس: نبات و روبات ارزونیتون، دختر نمی دیم بهتون!

پیامهای بازرگانی: خدمات روباتیک خانواده. اگر سیمهای همسرتان قاطی شده، اگر برنامه هایش درست اجرا نمی شوند، اگر یک مدل بالاترش را می خواهید، اگر می خواهید همین مدل فعلی را ارتقا بدهید، اگر کتکش زده اید و از کار افتاده... او را به ما بسپارید. مطمئن باشید بدون هیچ گونه سوء استفاده ای، سریعا آن را تعمیر کرده و به شما پس خواهیم داد. به ما اطمینان کنید!

شوهر: امروز ناهار چی درست کردی؟
زن: !!error number12:the battery is finished

در دادگاه خانواده:
زن: آقای قاضی شوهرم توقع دارد هر شب روغن کاری اش کنم. دائم پیچ و مهره هایش شل می شود. وقتی می خواهد نوازشم کند انگار کتکم زده، آخر دست هایش از یک نوع آلیاژ سنگین ساخته شده اند. من نمی دانستم، چون او پیش از ازدواج نگفته بود محصول بازار مشترک است. می گفت آلمانی است اما بعد معلوم شد هنگ کنگی بوده. شما بگویید من چطور با این شوهر دروغگو زندگی کنم؟!

با تشکر از کسانی که مشترکا(!) لینک فوق را برایم فرستادند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم مرداد 1387ساعت 11:51  توسط ani  | 


یکی از عوامل استکبار داخلی، با فرستادن ترانه "ترشیدی" از فرد معلوم الحالی به نام "حسین تهی"، به ای میل آنی دالتون، آن را به همه دختران ترشیده تقدیم کرده است.

در اینجا ضمن محکوم کردن این اقدام، اعلام می کنیم که خواننده چنین ترانه ای - که احتمالا پس از یک شکست عشقی سخت، مبادرت به اقدامی انتقام جویانه کرده است ـ مهدورالصوت به شمار می آید و باید تحریم گردد. او اگر آدم درست و درمانی بود که اسم خودش را نمی گذاشت تهی. لابد با این لقب، خواسته به تهی بودن بعضی مناطق مغزی خود اشاره کند!
هرگونه استماع و استعمال ترانه فوق الذکر توسط اعضای انجمن دختران ترشیده،  مکروه و بلکه حرام است و ازبین بردن نوارها و سی دی های حاوی چنین شعر مبتذل و سخیفی، در حکم جهاد در راه ارزش های انجمن به حساب می آید.

                                                                             انجمن دختران ترشیده
+ نوشته شده در  چهارشنبه نهم مرداد 1387ساعت 11:11  توسط ani  | 


 می گویند زن، چراغ خانه است. لابد شنیده اید که در همین راستا، بعضی ها طرفدار"چهلچراغ" شده اند و بعضی ها طرفدار"صرفه جویی در مصرف برق"!

با این حساب می شود این تعاریف را نیز ارائه داد:

* دوست دختر: چراغ گرد سوز! (در بلاد کفر، آن را GF می گویند. تحقیقات نشان داده این لغت، مخفف عبارت Gerdsooz Fitile (فتیله گردسوز) می باشد که در شرایط اضطراری، روشنایی اندکی می افروزد و خاموش شدنش سه سوته است و یک فوته!)

* معشوق: لامپ مهتابی! (در راستای رمانتیک بودن قضیه!)

* همسر موقت: لامپ کم مصرف!

* همسر دائم: همان چراغ خانه. به هرحال اگر ما مَثَل"دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست" را بنا به مصالحی در مطلب چند پست قبل، تغییر دادیم، دیگر قصد تخریب همه مثل ها و متل ها را که نداریم!

* همسر مطلقه: لامپ سوخته!

* همسر ایده آل: چراغ جادو!( هردو افسانه اند!)

 شعر مرتبط:
با غول چراغ ، آرزویی بکنید
از او طلب فرشته خویی بکنید
یک دانه بس است زن، مگر نشنیدید
"در مصرف برق صرفه جویی بکنید"؟!

* سوال کنکور ۸۸:
 هدف وزارت نیرو از ایجاد خاموشی های اخیر چیست؟
۱. یادآوری ارزش های فراموش شده به مردان هوسباز!
۲. دریافت مالیات بر همسر!
۳. چند دقیقه سکوت نوری(!) به احترام بنیاد ارزشمند خانواده!
۴. آیا شما هم شنیده اید که لذت خانواده داشتن(!) در تاریکی چند برابر می شود؟!

 یک تقاضا:
بسیار خوشحال خواهم شد که تعداد کامنت های پست"شما نویسنده این پست باشید" را به ۴۵۰ تا برسانید!
چرا؟... دوست دارم در کامنت دانش، ده صفحه مستقل از هم وجود داشته باشند!
چرا؟... نمی دانم، یک جور هیجان بچگانه!
+ نوشته شده در  یکشنبه ششم مرداد 1387ساعت 0:28  توسط ani  | 


- چرا ناراحتی؟ چیزی شده؟
- نه، ناراحتم که چیزی نشده!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 15:22  توسط ani  | 


کی گفته طراحی و نشر جمله معروف" دختر که رسید به بیست، باید به حالش گریست"، یک توطئه بی شرمانه استکباری نیست؟!
احتمالا این جمله را جوانی ساخته که می خواسته محبوب نوزده ساله را به ازدواج با خودش ترغیب کند، یا زن بابایی که می خواسته متلکی به دختر شوهرش بیندازد، چون اگر واقعا از روی دلسوزی می خواسته برای او بگرید، آیا سزاوارتر نبود به جای انداختن متلک، خود دختر را بیندازد به کسی؟!
بی تردید، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، بنابراین ما هم ورژن خودمان را ارائه می دهیم تا با به کارگیری آن توسط دوستان، کم کم آن را جایگزین جمله توطئه آمیز فوق گردانیم.
ممکن است شما با هرکدام از این جملات به شدت مخالف باشید، اما گفتم که، هرجمله را کسی می سازد که ازگفتن آن نفعی می برد، شما هم بروید ورژن خودتان را بسازید!

دختر که رسید به بیست ، هنوز وقت ازدواجش نیست!
دختر که رسید به بیست و یک، کم کم دور و برش بپلک!
دختر که رسید به بیست و دو ، دیگه دنبالش بدو!
دختر که رسید به بیست و سه، منتظر مهندسه!
دختر که رسید به بیست و چار، دست مامانت رو بگیر و بیار!
دختر که رسید به بیست و پنج، درست شده شبیه گنج!
دختر که رسید به بیست و شش، بیشتر بهش داری کشش!
دختر که رسید به بیست و هفت، یه وقت دیدی از کفت رفت!
دختر که رسید به بیست و هشت، نباید دنبال case دیگه ای گشت!
دختر که رسید به بیست و نه، هنوز نگرفتیش بی عرضهء ...؟!!
دختر که رسید به سی، شاید بهش برسی!
دختر که رسید به سی و یک، خر نمی شه با پول و چک!
دختر که رسید به سی و دو، به این راحتی ها نمی شه همسر تو!
دختر که رسید به سی وسه، دیگه دستت بهش نمی رسه!

... چون اگر می خواست،‌ تا الان ازدواج کرده بود!

پی نوشت، پا نوشت، شاید هم پو نوشت(!):
اصولا میان علما در مورد این که سن خانمها به بیست می رسد یا نه، اختلاف است!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم مرداد 1387ساعت 0:56  توسط ani  | 


و تو ای آنی دالتون
شایسته تر آن بود که اکنون نوزاد خود را از شیر می گرفتی
نه وبلاگت را!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 20:43  توسط ani  |