تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده
بدانید و آگاه باشید که تایید کامنت شما ممکن است چند روز طول بکشد


گاهی فکر می کنم تو که هستی و کجایی؟ یک خانم متاهل در یک شهر دور؟ یک پسر دانشجو در یک کشور نزدیک؟ یکی از آدمهایی که دورادور به اسم می شناسمشان؟ یک ساعت ساز یا یک برنامه نویس؟ یک خیاط خبره یا یک هنرپیشه درجه سه؟ یک دانش آموز یا یک پیتزاپز؟
چه جور آدمی هستی؟ چند ساله ای؟ بچه کجایی؟ چقدر درس خوانده ای؟ چه کاره ای؟ چرا به من سر می زنی؟

دومین سالگرد تولد وبلاگم نزدیک است. به همین مناسبت از تو ـ همین خود تو که داری این مطلب را می خوانی! ـ  می خواهم طی یک کامنت، خودت را برای دوستان دیگرت معرفی کنی و درمورد ارتباطت با این وبلاگ و بقیه دوستانی که اینجا پیدا کرده ای حرف بزنی. می خواهم دستمان بیاید چه کسانی با چه دیدگاه هایی و چه میزان تحصیلاتی و از کجا، دوستان ندیده و نشناخته ما هستند و از چه موقع و چرا یادداشت های دختر ترشیده را می خوانند. می خواهم یک بار هم که شده فقط شنونده باشم.

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 19:52  توسط ani  | 


An English professor wrote the words: 'A woman without her man is nothing' on the board and
asked his students to punctuate it correctly
All of the males in the class wrote:A woman, without her man , is nothing
All the females in the class wrote: A woman: without her , man is nothing

این آف را همان طور که برایم رسید کپی پیست کردم برایتان. جالب است.
+ نوشته شده در  یکشنبه سی ام تیر 1387ساعت 19:53  توسط ani  | 


خدایا! هر آدمی طاقتی دارد. امشب کاسه صبرم لبریز شد. مردک برداشته"اینجا"  برای توجیه عقاید خودش، از بی خبر از همه جایی مثل من مایه گذاشته. کسی نیست بگوید تو اگر به فکرت نمی رسد بروی یکی پایینتر از خودت را عقد دائم کنی ـ که با سر قبول کند ـ یا آن قدر تقوا نداری که صبر پیشه کنی، چرا دنبال بهانه می گردی که متعه را توجیه کنی؟ کافر همه را به کیش خود پندارد. در دنیای حقیر تو همه یا ازدواج می کنند یا خود ارضایی. از این دو حالت خارج نیست. کسی نمی تواند سلامت و مجرد زندگی کند. لابد برای همین به این نتیجه رسیده ای که من چون ازدواج نکرده ام لاجرم می توانم مثال خوبی برای توجیه متعه باشم. آخر مردک! از کجایت دلیل آوردی که من به قول خودت، دست به این کار می زنم؟ به همان خدایی که رضایتش آن قدر برایت مهم است که به جای دست زدن(!) به بعضی کارها، رفتی یکی را صیغه کردی و همه جا هم این موضوع را فریاد می زنی، از تو نمی گذرم.

خدایا تو هم که انگار دیگر به کل بی خیال ما شده ای. می گذاری هرکس هرچه دلش خواست بار ما کند. انصافت را شکر. ما را به کی سپرده ای همین طوری؟ یعنی هیچ کس باور نمی کند که من بتوانم نیازهایم را کنترل کنم و حتما یا بیمارم یا...؟ مگر خودت نگفته ای اگر کسی شرایط ازدواج را نداشت، تقوا پیشه کند؟می بینی چطور بعضی ها تقوا را خودارضایی معنی می کنند؟ نکند تو هم مرا فراموش کرده ای؟
به غار تنهایی ام نیاز دارم تا دردهایم را گریه کنم.
+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم تیر 1387ساعت 0:18  توسط ani  | 


" آنی و یک نفر دیگر در یک مسابقه شعر شرکت می کنند.
مجری، این بیت شعر را برای معنی کردن در اختیار آنها قرار می دهد:
"شوهر چه خواهی جز خر
خر زان چه باشد بهتر"

پاسخ آنی:
"شوهر به غیر از خر چه می خواهی؟
خر از شوهران موجود بهتر است!"
پاسخ یک نفر دیگر:
" هرچه می خواهی بشو به غیر از خر
از آنچه بهتر است خریداری کن."

مجری برای رفع سوء تفاهم، شعر دیگری را مطرح می کند:
" هرچه بینی جام آتش نیست آخر شوهری
زن به سنگ سخت جادو می نماید گوهری"
 
پاسخ آنی:
" هرچه بینی(دماغ) هست، جام آتش شده(دماغ سوزان عظیم!) آخر شوهری نیست!
زن با استفاده از سنگ محکم جادو، مثل یک گوهر به نظر می رسد."

پاسخ یک نفر دیگر:
" آخر هرچه به چشمت می آید که جام آتش نیست برو ای هری پاتر!
به سنگ سخت جادو ضربه ای بزن گوهری را به تو نشان می دهد."

مجری در اینجا به آنی می گوید:" ظاهرا شما "عین" وسط لغت"شعر" را برداشته اید و به جایش"واو" و "ها" گذاشته اید!"
آنگاه ختم مسابقه را اعلام می کند."

ضمن تکذیب این موضوع که من همه چیز را به شکل شوهر می بینم(!) در پی نوشتی کاملا بی ربط، فوت هنرمند عزیزمان، خسرو شکیبایی را که امروز در پی ایست قلبی در بیمارستان پارسیان تهران اتفاق افتاد، به همه هنردوستان تسلیت گفته و برای خانواده ایشان، آرزومند شکیبایی هستم.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم تیر 1387ساعت 13:16  توسط ani  | 


یک نویسنده انگلیسی در تازه ترین کتاب خود مدعی شده که گاهی فریب دادن همسر، به استحکام ازدواج کمک می کند. به گفته او زمانی که زن و شوهرها تلاش می کنند خود را در ظاهر انسان های خوبی نشان دهند، در واقع به تغییر رفتار خود و تبدیل شدن به انسان های مثبت، کمک کرده اند.

ما هم مدت ها بود می خواستیم نظریه خودمان را - که بعد از بررسی های جامعه شناسانه به آن رسیده ایم- مطرح کنیم، اما رویمان نمی شد و آن نظریه این است:" گاهی فریب دادن طرف مقابل، به سرگرفتن ازدواج کمک می کند. وقتی دخترها و پسرها تلاش می کنند خود را در ظاهر همسرهای خوبی نشان بدهند، در واقع به  تغییر وضعیت خود و تبدیل شدن به انسان های متاهل و بالارفتن آمار ازدواج و پایین آمدن آمار فساد کمک کرده اند!"
اندر فواید ازدواج هم که سخن بسیار رفته و خیلی از مطالب همین وبلاگ، شاهدی بر این مدعاست!

خوب شد که نویسنده انگلیسی با بیان ادعای خود، جسارت طرح این ادعا را هم به ما داد. توجه داشته باشید که فواید طرح ما بیشتر از فواید طرح ایشان است!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 21:5  توسط ani  | 


یادداشت های یک پسر شوریده نام یکی دیگر از وبلاگ هایی است که با نیم نگاهی به وبلاگ یادداشت های یک دختر ترشیده ایجاد شده است.
امیدوارم روزی فرا برسد که هر زوج جوان ایرانی، یک وبلاگ با عنوان "یادداشت های یک زوج شیرینیده"  (چیزی توی مایه های همان شیرین کام و اینها) داشته باشد!
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 14:23  توسط ani  | 


دیروز آنی دالتون وقتی بعد از گردش با هلی دالتون به خانه برگشت، طی یک درفشانی ارزنده ، این نظریه علمی را از خودش صادر کرد:" هرچه زشت تر باشی، قشنگ تری!"

او چون با صورت اصلاح نکرده و ابروهای پر و بدون همان یک ذره آرایش همیشگی از منزل خارج شده و با خیل و سیل عشاق خیابانی از نوع کنه مواجه شده بود، به این فرضیه رسیده است.
او گفت:" همان طور که می بینید من ـ چون چند روزی از موعد آرایشگاه رفتنم گذشته است- حتی مقادیری سبیل هم دارم(!)، بنابراین متوجه می شویم که احتمالا جامعه از کمبود مرد رنج می برد که آن آقایان زیر ابرو برداشته و آراسته، دنبال من راه افتاده بودند!"

گذشته از مزاحمانی با لهجه ترکی غلیظ و دو جوان خجالتی، در یک مورد پسری به آنی گیر داد که در جواب تذکر او - تو جای پسر من هستی بچه! - با غرور اعلام کرد:" نه خیر... من نووووووزده سالم است!!" 
آنی ابتدا به خودش کلی امیدوار شد اما بعد دوباره فکر کرد:" این که از قیافه ام معلوم نمی شود من چندساله هستم چندان هم خوب نیست، چون کسی نمی فهمد که موردم اورژانسی است!"
در نهایت، آن پسر فقط وقتی موضع را ترک کرد که آنی انگشتر طلایش را به او نشان داد و گفت:" الان شوهرم می آید، حرف هایت را به او بگو!" 

سپس یکی از انواع مردان دنبال آنی افتاد که او خیال می کرد نسلشان منقرض شده، از آنها که هرجا بروی می آیند و اگر نگاهشان کنی حرکات از مد افتاده ای از خودشان بروز می دهند، بروز دادنی! آن مرد دائم به شکلی تابلو با موبایل خود گفتگوهایی الکی انجام می داد و بلند بلند می گفت:" مامان را برده ام بیمارستان. امشب توی ویلا(!) تنها هستم... مشروب هم می توانی بیاوری؟!"

درهمین وقت هلی سررسیده و او را نجات داده بود، هرچند آن مرد تمام مدت، موقع خوردن بستنی متری و گردش در بازار صفویه و تاکسی گرفتن تا تجریش، همچنان در پی آنها بود.

هرچه زشت تر باشی قشنگ تری! 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 11:19  توسط ani  | 


"چری بلر" همسر تونی بلر گفته است تونی زمانی که او روی زمین چمباتمه زده و سخت مشغول تمیز کردن دستشویی خانه جدیدش بوده، از او تقاضای ازدواج کرده. چری این خواستگاری را بسیار رمانتیک توصیف نموده است!

در همین راستا روش های رمانتیک دیگری جهت خواستگاری به آقایان انگلیسی توصیه می شود:

* اگر در رستوران نشسته بودید و دوست دخترتان ناخواسته آروغ زد، درجا از او خواستگاری کنید. او این بزرگواری رمانتیک را هرگز از یاد نخواهد برد!

* ساعت هشت شب(!) که از منزلش برمی گردید و او کیسه زباله ها را هم به شما می دهد تا دم در بگذارید، توی چشمهایش خیره شوید و بگویید:" عزیزم، با من ازدواج می کنی؟" او مسوولیت پذیری عاشقانه شما را تحسین خواهد کرد!

* زمانی که او در دستشویی است، در بزنید و وقتی گفت"اِهِم...!" بلند بگویید:"من می خواستم از شما خواستگاری کنم!" این بهترین و رمانتیک ترین حالت ممکن است، چون او در "اتاق فکر"(در بعضی منابع، "تالار اندیشه"هم گفته شده!) قرار دارد و می تواند خوب به پیشنهادتان بیندیشد و همزمان با فراغت جسمی(!)، به فراغت فکری هم رسیده و با جواب نهایی ازآنجا خارج شود! 

* وقتی حالت تهوع داشت و کنار خیابان بالا آورد، دیگر هیچ چیز نباید مانع تقاضای ازدواج شما از او، آن هم درست در همان لحظه بشود... ببینم، مطمئنید که چند ماه زودتر نباید از او خواستگاری می کردید؟!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم تیر 1387ساعت 14:49  توسط ani  | 


" تو دیگر چه می گویی؟ تو که به قول خودت naturalist هستی و طرفدار جزیره لختی ها... تو چرا از بی شوهری می نالی؟ اگر گشت های ارشاد قدم به قدم توی خیابان نایستاده بودند، همین شنل یقه باز کوتاه را هم تنت نمی کردی! مگر نشنیده ای که خداوند فرموده "زن و شوهر مثل لباس هستند برای همدیگر"؟! خوب، تو که دیگر چیزی ازاین لباس باقی نگذاشتی! وقتی روز به روز از طول و عرض لباست کم می کردی، باید فکر اینجایش هم می بودی. هیچ کس دلش نمی خواهد با کسی ازدواج کند که برایش مثل لباس نامرئی باشد و در نتیجه لخت بماند!
پادشاهی که لباس نامرئی را می دید، افسانه است."


نکته قابل ذکر: لباس در اینجا یک استعاره است توی مایه های همان که خداوند فرمود. لطفا در مورد آزادی در انتخاب پوشش و اینها داد سخن ندهید که کاملا در شانه خاکی قرار دارد!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1387ساعت 20:16  توسط ani  | 


"هی می گویید خودت را می گیری، خودت را می گیری...
خوب اگر یکیتان می آمد مرا می گرفت که مجبور نبودم خودم، خودم را بگیرم!"
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم تیر 1387ساعت 20:7  توسط ani  | 


روزی"گوروچو مارکس" به دوستش گفت:" ازدواج با همسری که جذاب نباشد بهتر است، زیرا همسر زیبا می تواند ترکت کند."
دوستش گفت:"همسر زشت هم می تواند ترکت کند."
گوروچو جواب داد:"بله، اما اگر ترکت کند، ناراحت نمی شوی!"
+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت 13:0  توسط ani  | 


دو سه سالی می شود که فرزاد حسنی، آیین"لیله الرغائب" (شب آرزوها) را یک بار دیگر بین جوانان و آرزومندها زنده کرده است. (ر.ک. مفاتیح)
دخترها و پسرهای ترشیده عزیز! امشب برای همدردانتان هم دعا کنید. اگرچه آنها یک جورهایی رقیب شما به حساب می آیند، اما "لیله الرغائب" است، نه"لیله الرقایب"!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 23:52  توسط ani  | 


"هیچ وقت با مردی که نمی خواهی ترکت کند، ازدواج نکن."...

                                                  نورا افرون(ملکه کمدی رمانتیک هالیوود)
                                                                        منبع:همشهری جوان 

احتمالات آنی:
۱. ... چون در این صورت به زودی روزی می رسد که می خواهی ترکت کند!
۲. ... چون در این صورت به زودی روزی می رسد که می خواهد ترکت کند!
+ نوشته شده در  پنجشنبه بیستم تیر 1387ساعت 13:44  توسط ani  | 


داریم تهران را زیر و رو می کنیم به نیت انتخاب لباس برای جشن عروسی خواهرم که شب نیمه شعبان است. به جز آنها که به درد خانمهای مسن تر می خورد، اغلب لباس ها دو تا بند هستند که مقدار کمی پارچه به آنها آویزان شده...

از شناخت عمیق طراحان لباس و خیاطان ایرانی نسبت به مشتریانشان در حیرتیم!
+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم تیر 1387ساعت 18:16  توسط ani  | 


آنی می تواند نام مستعار آن دختری باشد که تو آقای داروساز، وقتی فهمیدی شغل پدرش چیست، اخمهایت رفت توی هم و فکر کردی دیگر نمی توانی به ازدواج با او حتی فکر هم بکنی!
آنی می تواند نام مستعار آن دختری باشد که تو آقای مهندس، وقتی فهمیدی شوهر خواهرش معتاد شده برای همیشه دور او خط کشیدی!
آنی می تواند نام مستعار آن دختری باشد که تو آقای معلم، او را از روی رفتارهای خواهرش قضاوت کردی!
آنی می تواند نام مستعار آن دختری باشد که تو آقای نویسنده، هر روز در اتوبوس دیدی و به خاطر عینک ذره بینی اش خیال کردی نمی تواند همسر مناسبی باشد!
آنی می تواند نام مستعار آن دختری باشد که به خاطر قد بلندش هیچ وقت حتی در ترازوی انتخاب هم قرار نگرفت!
 آنی می تواند نام مستعار همه دخترانی باشد که به گناه نکرده می سوزند.

آهای مرد جوان! خدا کند آه هیچ دختری با اسم مستعار آنی پشت سرت نباشد.
  

+ نوشته شده در  دوشنبه هفدهم تیر 1387ساعت 12:39  توسط ani  | 


http://www.asriran.com/view.php?id=46561:
احمدعلی نوربالا، روانپزشک و استاد دانشگاه، گفت: « در همه جای دنیا نرخ خودکشی در افراد مجرد و تنها، دو برابر افراد متاهل است و در مقابل، طلاق و مرگ همسر میزان خودکشی را بالا می برد اما در ایران، اقدام به خودکشی در افراد متاهل بیشتر از مجردهاست. ازدواج های تحمیلی، ازدواج های شتاب زده، بیکاری، فقر و طلاق، نرخ خودکشی را افزایش می دهند، انعکاس با آب و تاب اخبار مربوط به خودکشی در رسانه ها نیز باعث تسری خودکشی می شود. در جهان بیشترین میزان خودکشی مربوط به سنین 15 تا 45 سالگی است اما در ایران بیشترین میزان خودکشی مربوط به سنین 25 تا 30 سالگی است.» 

النتایج الآنی فی هذه المعانی!:

۱. طرف، خودش گفته انعکاس با آب و تاب اخبار مربوط به خودکشی در رسانه ها باعث تسری خودکشی می شود، آن وقت مثل فامیلی اش ـ نور بالا ـ این اطلاعات را گرفته سمت ما تا کورمان کند!
۲. وقتی ثابت شده فقر و بیکاری با خودکشی ارتباط دارند، حتی آمار مربوط به خودکشی را هم با کلمه "نرخ" بیان می کنند تا داغ دل آدم تازه شود!
۳. "ایران" جزو "همه جای دنیا" نیست!
۴.در همه جای دنیا - که ایران جزوش نیست! - خوشی زده زیر دل مجردها!
۵. در ایران بیشترین میزان ازدواج های تحمیلی، ازدواج های شتابزده، بیکاری، فقر، طلاق و گسستگی اجتماعی، در گروه سنی ۲۵ تا ۳۰ سال دیده می شود.
۶. جوانان ترشیده ایرانی بالای ۳۰ سال، به احتمال قریب به یقین از خودکشی جان سالم به در برده اند!
۷. ایرانی مجرد = خارجی متاهل و ایرانی متاهل = خارجی مجرد!
آی مجرد ایرانی! تو الان مثل یک خارجی هستی که خانواده هم تشکیل داده باشد. برو حالش را ببر!
آی متاهل ایرانی! تو الان مثل یک خارجی هستی که از هفت دولت هم آزاد است. چرا می روی خودت را می کشی؟!
۸.در همه جای دنیا ـ ایران جزوش نیست آقاجان، چرا اصرار می کنی؟! - مردم در فاصله بلوغ تا یائسگی بیشتر احساس پوچی می کنند. شکرخدا "نرخ"(!) ( یاد فقرت افتادی؟ بدو برو خودت را بکش!) خودکشی ما ایرانی ها با سیستم هورمونی و ناموسی بدنمان ارتباط ندارد!
۹. کلا نوربالا زدن کار خوبی نیست!
۱۰. اگر هم می خواهید "نرخ" ( هنوز نرفتی؟ برو بابا، تو این کاره نیستی!) خودکشی را انعکاس بدهید، از "آب"و "تاب"ش کم کنید. آبش را که معلوم است چرا، تابستان است و کشورهای همسایه آب ندارند و ما باید صرفه جویی کنیم. تابش هم معلوم است چرا، کلا "پیچ و تاب" دادن هیچ چیز خوب نیست، چه آن چیز، کمر باشد و چه اخبار مربوط به خودکشی در رسانه ها!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سیزدهم تیر 1387ساعت 21:55  توسط ani  | 


- درست است که پسرها برای ازدواج به ظواهر طرف مقابلشان بیشتر اهمیت می دهند اما تو را که دختر هنرمندی هستی باید به خاطر هنرت بخواهند. چرا رفتی عمل جراحی زیبایی انجام دادی؟
- چون به تجربه دریافتم که"به عمل کار برآید، به سخندانی نیست"!

توضیح ضروری: سوژه جراحی شده این پست، آنی دالتون نیست!
+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 13:30  توسط ani  | 


همشهری:بیش از 1000 زوج چینی برای برگزاری مراسم ازدواج خود در روز افتتاحیه المبیک 2008 ثبت نام کرده اند.این بازی ها روز 8 اگوست شروع می شود و در فرهنگ چینی 8 عدد بسیار خوش یمنی به شمار می آید.آنها عقیده دارند زوجهایی که در هشتمین ماه سال,روانه خانه بخت شوند خوشبخت و ثروتمند خواهند شد.

در هر فرهنگی ملت برای رسیدن به خواسته هایشان دنبال دستاویزهای مختلف می گردند. اگر من چینی بودم چون در ماه هشتم سال میلادی به دنیا آمده ام و هشت,عدد خوش یمنی است خوشبخت و ثروتمند می شدم... اما حالا که ایرانی و مسلمان به دنیا آمده ام و عدد هشت به کارم نمی آید... یا امام هشتم خودت مرا دریاب!                            

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوازدهم تیر 1387ساعت 10:4  توسط ani  | 


- محققان فهمیده اند که "مهمترین عامل طلاق"، همان"ازدواج" است!
- پس ان شاء ا... "مهمترین عامل طلاق" آنی!!

+ نوشته شده در  دوشنبه دهم تیر 1387ساعت 17:53  توسط ani  | 


کتاب کنترل جمعیت و تنظیم خانواده :" سطح سواد هر زنی با تعداد فرزندان او نسبت عکس دارد."

به بیان ساده ، هرچه تعداد بچه هایت کمتر باشد، معنی اش این است که سطح سوادت بالاتر است و بیشتر می فهمی. بااین حساب چون آنی دالتون بچه ندارد (تعداد بچه هایش صفر است) سطح سوادش می شود یک به روی صفر(۰/۱) و اگر با ریاضیات آشنایی داشته باشید، می دانید که این کسر به سمت بی نهایت میل می کند. پس ما کم کمش پروفسور بودیم و خودمان نمی دانستیم!!

***
"ترمه"عزیز، لینکی از یک وبلاگ را برایمان گذاشته که حاوی عکس های جشن پرشین بلاگ است:
http://saeedbizar.persianblog.ir/1387/3/
خوشم می آید که من نه تنها پروفسورم، بلکه ظاهرا "زن نامرئی" هم هستم و با وجود حضور داشتن در این مجلس و حتی رفتن روی سن، در هیچ عکسی ظاهر نشده ام!
+ نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت 11:58  توسط ani  | 


همشهری:" مردم دهکده ای در هند، به امید بارش باران، دو قورباغه را به عقد هم درآوردند. به عقیده آنها این کار خوش یمن است."

من نمی فهمم ما آدمها چرا باید خودمان را بی روغن برای هر قورباغه ای(!) سرخ کنیم؟(بگذریم ازآنها که در ممالک دور، خود قورباغه را سرخ می کنند و می خورند!) قورباغه را همان بهتر که به گفته اهل فن، قورت بدهیم برود پی کارش! 
ناسلامتی ما اشرف مخلوقاتیم، چرا باید بیشتر از خودمان به فکر جک و جانورها باشیم؟
تا حالا دیده اید همین قورباغه های لعنتی چندش آور، به امید بارش باران و خواندن ابوعطا، دوتا آدمیزاد را به عقد هم در بیاورند؟!
+ نوشته شده در  پنجشنبه ششم تیر 1387ساعت 14:2  توسط ani  | 


البته واضح و مبرهن است که امروز، روز مادر زن (مادر+زن) می باشد، نه روز ما که نه زن کسی هستیم و نه مادرکسی، اما ملت همیشه در صفحه ( صفحات وب و موبایل) یا به ما شک داشتند یا به وجه تسمیه این روز، چون همه بی خیال واقعیت دردناکی که گفتیم، از دیشب تا حالا گُر و گُر برایمان تبریک فرستاده اند! منطقی ترین آنها که دوستمان"نانا"ست، نوشته بود:" درسته مامان نشدی اما چون قابلیت مامان شدن رو داری، روز مادر رو بهت تبریک می گم!"

در اینجا بود که من فهمیدم:

۱۳ فروردین، روز طبیعت و ۹ مرداد، روز اهدای خون را باید به ما تبریک گفت، چون قابلیت طبیعت شدن و قابلیتِ اهدای خون برای تبدیل شدن به مظاهر طبیعت را داریم، چنان که حکیم عمرخیام نیشابوری فرموده است:
"در هر دشتی که لاله زاری بوده است
از سرخی خون شهریاری بوده است
هرشاخ بنفشه کز زمین می روید
خالی است که بر رخ نگاری بوده است."
از کجا معلوم ما هم بعد از مردن، تبدیل به لاله زار و شاخ بنفشه نشویم؟! 

۲ اردیبهشت، روز زمین پاک را باید به ما تبریک گفت، چون قابلیت زمین شدن را داریم. بالاخره ما از خاک آفریده شده ایم و روزی دوباره به خاک تبدیل خواهیم شد.خیام این را هم جای دیگری فرموده:
"خاکی که به زیر پای هر نادانی است
کف صنمی و چهره جانانی است
هر خشت که بر کنگره ایوانی است
انگشت وزیر یا سر سلطانی است."

۲۱ خرداد، روز جهانی صنایع دستی را باید به ماتبریک گفت، چون قابلیت صنایع دستی شدن را داریم،  نشان به آن نشانی که خیام گفته است:
"این کوزه چو من عاشق زاری بوده است
در بند سر زلف نگاری بوده است
این دسته که بر گردن او می بینی
دستی است که بر گردن یاری بوده است!"
خوب... شاید روزی از خاک ما هم یک کوزه دسته دار ساختند به چه خوشگلی!

حتی دکتر علی شریعتی هم با توجه به این قابلیت خودش، سروده است:
"نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد
نمی خواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم چه خواهد ساخت
ولی بسیار مشتاقم که از خاک گلویم سوتکی سازد
گلویم سوتکی باشد به دست کودکی گستاخ و بازیگوش
و او یکریز و پی در پی دم گرم خودش را در گلویم سخت بفشارد
و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد
بدین سان بشکند در من سکوت مرگبارم را…"
و همین که متفکرانی مثل خیام و شریعتی هم به این موضوع فکر کرده اند، نشان می دهد که کشف قابلیت های پنهان، باید موضوع مهمی باشد!

۶ تیر، روز جهانی مبارزه با مواد مخدر است و ۱۰ تیر، روز صنعت و معدن. 
خوب... ما هم قابلیت" گرد" بودن را داریم و هم ممکن است بعدها طی فعل و انفعالاتی سر از یک معدن در بیاوریم و گوهر وجودمان، تبدیل به مس شود! اتفاقا خیام در یکی از رباعیاتش نشان داده که هم این کاره بوده هم آن کاره، یعنی هم ارتباط آدم را با "گرد" و مواد مخدر کشف کرده و هم ارتباط او را با سنگ های معدنی!: 
"هر ذره که در خاک زمینی بوده است
پیش از من و تو تاج و نگینی بوده است
"گرد" از رخ نازنین به آزرم فشان
کآنهم رخ خوب نازنینی بوده است!"

۲۰ مهر، روز ملی کاهش اثرات بلایای طبیعی را هم می توان به ما تبریک گفت، چون قابلیت تبدیل به یک بلیه طبیعی را داریم. مگر نشنیده اید که می گویند:" زن بلاست ولی خانه ای بی بلا نباشد؟!"

تبریک روزهایی مثل روز پرستار، روز معلم، روز خبرنگار و حتی روزهایی مثل روز فردوسی و روز حکیم عمر خیام و حتی روز بزرگداشت شیخ مفید - با این که به قول رندی، در طول تاریخ، تنها یک دانه شیخ، مفید بوده و آن هم همین شیخ مفید است! ـ که دیگر روی شاخش است، چون ما قابلیت همه اینها شدن را داشته و یا هنوز داریم، حالا اگر نشده ایم یا نمی شویم این امری است علیحده!!
و...

 خلاصه که امروز فهمیدیم قابلیت های زیادی در وجود ما نهفته که هر لحظه ممکن است به شکل قلمبه درآمده و شکوفا شود!
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 18:22  توسط ani  | 


"سنگین نشسته ام و باران می بارد
افسوس...
سبک می شدم اگر دلم از جنس ابر بود."






دعایتان را از من دریغ نکنید.
+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 13:24  توسط ani  |