تبليغاتX
یادداشت های یک دختر ترشیده
هرگونه نسبتی بین من و کامنت نامربوط با اسم من در وبلاگ شما، تکذیب می گردد.

امروز می خواهم واقعیتی را اعتراف کنم

شوهرم نتوانست اعصابش را کنترل کند و روی من دست بلند کرد
یادم می آید قبلا هم بارها مرا رنجانده بود... اما کتک... نه...

یک بار توی خیابان به دختری که هفت قلم بزک کرده بود جلوی چشم من متلک گفت.
دوست دارد من مانتوی سیاه و گشاد بپوشم، آن وقت بیرون که می رویم به دخترانی خیره می شود که مانتوی رنگی تنگ پوشیده اند.
آن روز به آن دختر گفت:" چندی خوشگله؟"
دختر که رد شد، با آن خنده وقیحش به من گفت:" وقتی این شکلی می آیند بیرون، لابد آمده اند شبکاری دیگر!"

خیلی پیش آمده که دستپخت مرا مسخره کرده باشد، آن قدر که دیگر عادت کرده ام و به نظرم توهین آمیز نمی آید که مرا با کلفت اشتباه گرفته است. فکر می کنم اعتماد به نفسم را از من گرفته...

هردویمان کار می کنیم اما وقتی به خانه می رسیم، در حالی که او استراحت می کند، شیفت دوم کار من شروع می شود. دیگر ازاین همه خرحمالی خسته شده ام.جسم و روحم خسته است. اگر لبخندی می زد و یک"دستت بشکند" می گفت، هزار برابر اینها کار می کردم اما همیشه آخرش به اینجا ختم می شود که دارم وظیفه ام را انجام می دهم. حقوقم را هم دودستی  تقدیم صاحبخانه می کنم. آرزوی این که یک جفت جوراب برایم بخرد به دلم مانده است... 

اوضاع وقتی خرابتر شد که فهمید بچه دار نمی شویم. فقط خدا می داند ازآن روز چقدر عذاب کشیدم. کاری کرده که کاملا احساس می کنم زیادی ام. به من گفته به زودی سرم هوو می آورد. نمی دانم باید چه کار کنم...


داشتم می گفتم...
امروز می خواهم واقعیتی را اعتراف کنم
وقتی به درددل این زن ها گوش می دادم، خدا را شکر کردم که هنوز مجردم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387ساعت 22:47  توسط ani  | 


(۱)
به گزارش یکی از دوستان، شبکه خبری فارسی صدای آمریکا (voa persian) ساعت ۱۱جمعه شب گذشته، در قسمتی از برنامه فرهنگی"شباهنگ" که به معرفی وبلاگ های برتر و نقل قول ازآنها اختصاص داده شده بود، به نقل پست زمین چقدر کج است!(1) از وبلاگ"یاد داشت های یک دختر ترشیده" پرداخته و کلی هم ازآن تعریف کرده ولی در پایان از استامینوفن به عنوان نویسنده اش نام برده است!
خوب برادر من،خواهر من! توی شبکه هایتان همین کارها را می کنید که آدم هیچ وقت نمی تواند به درستی اطلاعاتی که می دهید اطمینان کند دیگر!

(۲)
آنی دالتون در طول دوران برگزاری نمایشگاه کتاب، با دوتن از خوانندگان مطالبش دیدار کرد. هردوی آنها خانمهایی مجرد و همدرد خود ایشان بودند!
به ادعای روانشناسان، ملاقات با افراد همدرد، در التیام آلام بشری تاثیر بسزایی دارد!

(۳)
فرد ناشناسی که طی روزهای اخیر با راه اندازی وبلاگ های متعددی با همین عنوان و قالب وبلاگ یاد داشت های یک دختر ترشیده و سرقت نوشته های قبلی و فعلی او، سعی در قدم زدن روی اعصاب ملت داشت، پس از قبول چند شکست اولیه و مسدود شدن وبلاگ های تقلبی اش، وبلاگی با استفاده از یک سرور دیگر باز و آنی را تهدید کرد که اگر آن وبلاگ هم بسته شود، برای تخریب شخصیت دختر ترشیده(آنی)، در همه جای فضای نت با اسم او، کامنت های مستهجن و توهین آمیزی خواهد گذاشت. بدیهی است هوشیاری ملت همیشه در نت(!) به خنثی کردن این قبیل توطئه های شریرانه خواهد انجامید.
این فرد ناشناس فاقد آی کیوی لازم برای درک این مطلب است که الزاما این، خود آنی نیست که به کار او اعتراض، و آن را به بلاگفا گزارش می دهد و معلوم نیست چرا همچنان به عناد خود با شخص آنی ادامه می دهد!

(۴)
به خبری که هم اکنون به دستمان رسید توجه فرمایید:
رتبه وبلاگ یادداشت های یک دختر ترشیده در میان وبلاگ های محبوب اهالی نت، طی روزهای گذشته دائم در حال نوسان بوده است. نویسنده این وبلاگ، ضمن تبریک به یک پزشک که از همان ابتدا توپ هم نتوانسته او را از جایگاه اول تکان بدهد، اظهار امیدواری کرد که خودش هم در نهایت، رتبه ای آبرومند کسب کند تا انگیزه لازم برای شرکت در اختتامیه مسابقه در او ایجاد شود.

شمایی که هر روز اینجا را می خوانید و حالش را می برید، اما هنوز نرفته اید به نشانیhttp://persianweblog.ir/topblogs/ تا به آنی دالتون رای بدهید...

.
.
.
پس کی می خواهید بروید به نشانی http://persianweblog.ir/topblogs و به آنی دالتون رای بدهید؟!

زودتر بروید به نشانی http://persianweblog.ir/topblogs و به او رای بدهید!


ادامه خبرها در بخش بعدی اخبار!

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 12:49  توسط ani  | 


این که هنوز ازدواج نکرده ام، دلیل بدشانسی من نیست
دلیل خوش شانسی پسرهایی است که هنوز فرصت آشنایی با مرا پیدا نکرده اند! 
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم اردیبهشت 1387ساعت 9:22  توسط ani  | 


 ـ  چطور داری می ری خواستگاری در حالی که نه خونه داری، نه ماشین داری، نه پس انداز داری... آخه چی داری؟
- " دوستش" دارم!!

***
- خواستگارت چی داره که می خوای قبولش کنی؟ نه خونه، نه ماشین، نه حقوق آن چنانی، نه تحصیلات...آخه چی داره؟
- قصد ازدواج!!
+ نوشته شده در  شنبه بیست و یکم اردیبهشت 1387ساعت 8:34  توسط ani  | 


می گویند روزی فتحعلی شاه بین دو تن از زنانش به نامهای"حیات" و "جهان"نشسته بود که ناگهان طبع شعرش گل کرد و این بیت را سرود:
"نشسته ام به میان دو دلبر و دو دلم
که را به مهر ببندم؟ در این میان خجلم!"

"جهان" فورا جواب داد:
" تو پادشاه جهانی، جهان تو را شاید!"
"حیات" گفت:
"اگر حیات نباشد، جهان چه کار آید؟!"
 
در این لحظه، یکی دیگر از زنان حرمسرا به نام"بقا" که این حرف ها را شنیده بود، از پشت پرده بیرون آمد و گفت:
" حیات و جهان هردوشان بر فناست
بقا را طلب کن که آخر بقاست!"
.
.
.
... ببینم، کسی این مصرع زیبای لسان الغیب، خواجه حافظ شیرازی را نشنیده است که:
" بنده طلعت آن باش که "آنی" دارد"؟!!
+ نوشته شده در  پنجشنبه نوزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:17  توسط ani  | 


همکارم پسر شش ماهه اش را آورده سرکار . وقتی بچه را بغل می کنم، همه می گویند مادر بودن چقدر به من می آید!

و من می شنوم
نبض جنینی را
که در من نمی تپد.



به وجه تسمیه این پست هم فکر کنید!
+ نوشته شده در  چهارشنبه هجدهم اردیبهشت 1387ساعت 8:46  توسط ani  | 


(۱)
در اغلب غرفه ها، ورژن های مختلفی از کتاب های" چه کسی پنیر مرا جابه جا کرد؟" و" قورباغه را قورت بده" به چشم می خورد.
من نمی فهمم... بهتر نیست پنیر را قورت بدهیم و قورباغه را جابه جا کنیم و بیندازیم بیرون؟!

(۲)
دوست آنی - چه کتاب هایی خریدی آنی؟
آنی - "زن ایرانی به روایت سفرنامه نویس های فرنگی"،" اتو بیوگرافی هیلاری کلینتون"، "گفت وگوهای اوریانا فالاچی"،"جنس دوم" سیمون دوبوار...
- اینها که همه اش کتاب های زنانه است! برای همین همین طور مجرد مانده ای دیگر! کتاب مردانه(!) نخریدی؟
- بگذار ببینم... چرا... "پسری به نام دردسر"!!

(۳)
"سیامک گلشیری" چقدر با خیلی از دخترهای امروزی تفاهم دارد! از او کتابی دیدم به اسم" من عاشق مردهای پولدارم"!

(۴)
دوست آنی - جدیدا همه دامادها از عروس ها سرترند. امسال که توی فامیل ما سال بازشدن بخت دخترهای زشت بود!
آنی ـ جدی؟ پس تو چرا ازدواج نکردی؟!!
- بی مزه! همین ثابت می کند که من زشت نیستم!
- نه... این ثابت می کند که تو هم زشتی و هم بدشانس! 
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:20  توسط ani  | 


یکی بود یکی نبود.
یک "آنی دالتون" بود که یک وبلاگ به نشانی www.anidalton.blogfa.com داشت. اسمش را گذاشته بود "یاد داشت های یک دختر ترشیده" و توی آن در مورد خودش می نوشت. بعد از مدتی خوانندگان پر و پا قرصی پیدا کرد که باعث رونق کارش شدند.

بعضی ها فکر کردند حالا که این طور است، چرا ما یک وبلاگ توی همین مایه ها نزنیم و خوانندگان پر و پا قرص نداشته باشیم و به کارمان رونق ندهیم؟

اول پسری پیدا شد که وبلاگی به نشانی www.danialton.blogfa.com  با همان قالب و شکل و شمایل وبلاگ "آنی دالتون" درست کرد و اسمش را گذاشت"یاد داشت های یک پسر ترشیده"! او آنجا در مورد خودش می نوشت. آنی خوشش آمد.

بعد یک نفر دیگر، وبلاگی به نشانی www.atidalton.blogfa.com با همان قالب و شکل و شمایل وبلاگ "آنی دالتون" درست کرد و اسمش را گذاشت "یاد داشت های یک دختر ترشید."! او آنجا همان مطالب "آنی دالتون" را copy-paste می کرد. بعضی ها نمی فهمیدند که اینها نوشته های خودش نیست و با تصور این که با "آنی دالتون" واقعی طرف هستند به سراغش می رفتند.
یکی از طرفداران "آنی دالتون" که همیشه جیغ می زد، عصبانی شد و رفت به بلاگفایی ها خبر داد و آنها آمدند در وبلاگ "آتی دالتون" یا همان آنی دالتون تقلبی را تخته کردند، چون برخلاف خیلی جاها، طرفدار قوانین کپی رایت بودند!
"آتی دالتون" که حسابی لجش درآمده بود، رفت و دوباره یک وبلاگ به نشانی www.abidalton.blogfa.com درست کرد و اسمش را گذاشت"یاد داشت های یک دختر ترشیده"! او آنجا اولین مطلب "آنی دالتون" را copy-paste کرد و به آنی و خوانندگان وبلاگش خندید.

آنی دالتون واقعی بین همه این قصه ها گم شد و دیگر هیچ کس نتوانست پیدایش کند.
+ نوشته شده در  سه شنبه هفدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:13  توسط ani  | 


"برنارد شاو" گفته:" مرد، نسخه چرکنویس خلقت است و زن، نسخه پاکنویس شده."
.
.
.
... لعنت به من!
همیشه چرکنویس ها را دور می ریختم!!
+ نوشته شده در  دوشنبه شانزدهم اردیبهشت 1387ساعت 21:27  توسط ani  | 




" یک قلب عاشق و یک نگاه پاک چیزهای خیلی خیلی خوبی هستند ولی در نهایت فقط همان گردنبند الماس است که برای آدم باقی می ماند!"

                                                                              مریلین مونرو

+ نوشته شده در  جمعه سیزدهم اردیبهشت 1387ساعت 12:58  توسط ani  | 

 


My blog is worth $64,922.10.
How much is your blog worth?

bedroom toys Powered By Best Toys